کلمه جو
صفحه اصلی

بسکو

لغت نامه دهخدا

بسکو. [ ب َ ] ( اِخ ) بسکر. بشکر. لسکو. قصبه ای به سیستان : بسکورا که او ساخته بود زرنگ گفتند... و چون مردان مرد و کاری و بزرگان همه از بسکو خاستند همه سیستان را بدان نام کردند و زرنگ خواندند. ( تاریخ سیستان ). رجوع به بسکر و تاریخ سیستان ص 23 چ 1314 هَ. ش. شود.

دانشنامه عمومی

بسکو (به لهستانی: Besko) یک روستا در لهستان است که در گمینا بسکو واقع شده است. بسکو ۳٬۷۰۰ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای لهستان

پیشنهاد کاربران

بسکو در زبان کوردی یعنی ، دحتر مو کوتاه


کلمات دیگر: