کلمه جو
صفحه اصلی

دهلق

لغت نامه دهخدا

دهلق. [ دِه ْ ل َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان فراهان پایین بخش فرمهین شهرستان اراک. واقع در 24هزارگزی جنوب فرمهین. دارای 149 تن سکنه می باشد. آب آن از قنات تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).

دهلق. [ دِه ْ ل َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان خدابنده لو بخش صحنه شهرستان کرمانشاهان. واقع در 6هزارگزی شمال صحنه. سکنه آن 483 تن. آب آن از قنات تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

دهلق. [ دِه ْ ل َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان آورزمان شهرستان ملایر. واقع در 42هزارگزی باختر ملایر. سکنه آن 756 تن. آب آن از قنات و چشمه تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

دهلق . [ دِه ْ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آورزمان شهرستان ملایر. واقع در 42هزارگزی باختر ملایر. سکنه ٔ آن 756 تن . آب آن از قنات و چشمه تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).


دهلق . [ دِه ْ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان فراهان پایین بخش فرمهین شهرستان اراک . واقع در 24هزارگزی جنوب فرمهین . دارای 149 تن سکنه می باشد. آب آن از قنات تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).


دهلق . [ دِه ْ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خدابنده لو بخش صحنه ٔ شهرستان کرمانشاهان . واقع در 6هزارگزی شمال صحنه . سکنه ٔ آن 483 تن . آب آن از قنات تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).


دانشنامه عمومی

دهلق ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
دهلق (اراک)
دهلق (ملایر)
دهلق (همدان)

پیشنهاد کاربران

به زبان امروزی معنی آن [ ویلا ] است

در فرهنگ باستان روم به معنای ویلا لیکن امروزه مردم گو زیاتی میخورن میگن دهی ک لقه لعنتیا کصنمک


کلمات دیگر: