کلمه جو
صفحه اصلی

سهک

فرهنگ فارسی

زنگ آهن

لغت نامه دهخدا

سهک. [ س َ ] ( ع مص ) بردن : سهک التراب من الارض سهکا؛ برد باد خاک را از زمین. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || ( اِ ) بوی بد عرق کسی و بوی بد گوشت بوی گرفته. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). شمغند شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). || بوی ماهی. || زنگ آهن. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). زنگار آهن. ( مهذب الاسماء ).

سهک. [ س َ هََ ] ( ع اِ ) زنگ آهن. ( اقرب الموارد ). رجوع به سکهة شود.

سهک . [ س َ ] (ع مص ) بردن : سهک التراب من الارض سهکا؛ برد باد خاک را از زمین . (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || (اِ) بوی بد عرق کسی و بوی بد گوشت بوی گرفته . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). شمغند شدن . (تاج المصادر بیهقی ). || بوی ماهی . || زنگ آهن . (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). زنگار آهن . (مهذب الاسماء).


سهک . [ س َ هََ ] (ع اِ) زنگ آهن . (اقرب الموارد). رجوع به سکهة شود.


دانشنامه عمومی

سهک روستایی در دهستان فخررود بخش قهستان شهرستان درمیان استان خراسان جنوبی ایران است. بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ جمعیت این روستا ۷۱ نفر (در ۲۷ خانوار) بوده است.

پیشنهاد کاربران

بوی بد عرق . بوی بد عرق زیر بغل


کلمات دیگر: