کلمه جو
صفحه اصلی

ده گاه

لغت نامه دهخدا

ده گاه . [ دِه ْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دره صیدی بخش اشترنیان شهرستان بروجرد. واقع در 2هزارگزی خاور اشترنیان . دارای 1108 تن سکنه می باشد. آب آن از قنات تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).


ده گاه. [ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان دره صیدی بخش اشترنیان شهرستان بروجرد. واقع در 2هزارگزی خاور اشترنیان. دارای 1108 تن سکنه می باشد. آب آن از قنات تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).، دهگاه. [ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کسبایر بخش حومه شهرستان بجنورد. واقع در 30هزارگزی باختری بجنورد. دارای 658 تن سکنه می باشد. آب آن از رودخانه و چشمه تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

دهگاه. [ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سیاهکل بخش سیاهکل دیلمان شهرستان لاهیجان. واقع در 9هزارگزی جنوب باختری سیاهکل. دارای 144 تن سکنه می باشد. آب آن از چشمه و رودخانه تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).

دانشنامه عمومی

ده گاه (رستم). ده گاه روستایی از توابع بخش رستم شهرستان ممسنی در استان فارس ایران است.
این روستا در دهستان پشتکوه رستم قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۷ نفر (۸خانوار) بوده است.

پیشنهاد کاربران

( دِ ) منبع، سرچشمه، فروشگاه


کلمات دیگر: