کلمه جو
صفحه اصلی

ده سراب

لغت نامه دهخدا

ده سراب. [ دِه ْ س َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ارادان بخش گرمسار شهرستان دماوند. واقع در 9هزارگزی شمال خاور گرمسار. آب آن از حبله رود تأمین می شود. دارای 420 تن سکنه. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).

دانشنامه عمومی

مختصات: ۳۵°۱۶′۵۱″شمالی ۵۲°۲۵′۵۱″شرقی / ۳۵٫۲۸۰۸۷°شمالی ۵۲٫۴۳۰۷۷°شرقی / 35.28087; 52.43077
ده سراب، روستایی از توابع بخش کهن آباد شهرستان آرادان در استان سمنان ایران است.
این روستا در دهستان کهن آباد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.

پیشنهاد کاربران

به معنی ده سر آب میباشد نه ده سر خون چون محل پخش آب شهرستانهای گرمسار و آرادان بوده است

زندگانی ساکنان دهسراب را در روزگاران، کشاورزی میسر نموده است و جوانان آن امکان تحصیل تا پایان ششم ابتدایی را داشته اند.

�دهسراب� جغرافیایی برجای مانده از تاریخ کهن �حبله رود� است. رازهای بسیار در سینه دارد. وجود زیرکن ( دالانهای زیر زمینی که نقاطی را بهم مرتبط مینماید ) در جایجای دهسراب، حکایت اسرارآمیز کهنی است که اهمیت دهسراب را در تاریخ حبله رود برجسته میسازد. شوربختانه تاکنون تحقیقات جامعی پیرامون این شبکه های دفاعی - ارتباطی بی نظیر بعمل نیامده و این زیرکنها، طرح نابودی خود را کامل میکنند.

در خصوص سایر اختصاصات دهسراب نظیر اقوام، محصولات، . . . جز مطالب مختصر استاد فقید جناب دکتر نوش آذر اسدی ، تخقیق جامعی در دست نیست.
خانوار اصلی روستا شامل: احمدی، امیری و اکبری بوده است. دکتر غ. ح. امیری و دکتر م. ح. احمدی را میتوان از جمله پزشکانی دانست که پدران شان در این روستا بدنیا آمده اند. .

دریغا که تصمیمات، ویرانگر اصحاب سیاست در ایران، از اوایل دهه پنجم قرن شمسی اخیر، نوعی کراهیت نسبت به زندگی روستایی را در بین ساکنان روستاهای ایران بوجود آورد تا رشد مدنیت و جاذبه های رفاه و مصرفگرایی، میخ تابوت را بر پیکر روستاهای ایران بکوبد. دهسراب نیز در این زمان به متروکه ای تبدیل میشد که هیچ نسبتی با دوران شکوهش که تا اوایل دهه هفتاد ادامه داشت، ندارد. باغات خشکیده و مرارع چروکیده، میراثی است که هر از گاهی، کسی چوب حراج خود را بر فرقشان میکوبد و به بهای نازلی آنرا وامیگذارد. م. ح. احمدی مهر ۱۳۹۸


کلمات دیگر: