جمع معوان
معاوی
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
معاوی. [ م ُ وی ی ] ( ص نسبی ) منسوب است به معاویه. ( از انساب سمعانی ).
پیشنهاد کاربران
منعی به فامیل معاوی نسبت به معاویه نیست
او را یک نفر اسمش معاویه و ما زیاد هستیم
فامیل ما معاوی است به او کافر نسبتی نداریم
او را یک نفر اسمش معاویه و ما زیاد هستیم
فامیل ما معاوی است به او کافر نسبتی نداریم
کلمات دیگر: