کلمه جو
صفحه اصلی

عسیره

لغت نامه دهخدا

( عسیرة ) عسیرة. [ ع َ رَ ] ( ع ص ) تأنیث عسیر. سخت و صعب. ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ). رجوع به عسیر ( ع ص ) شود.
- حاجة عسیرة ؛ حاجت متعسر و سخت. ( از اقرب الموارد ).
|| شتر ماده دم برداشته دونده. ( منتهی الارب ). رجوع به عسیر ( ع ص ) شود.

عسیرة. [ ع ُ س َ رَ ] ( اِخ ) ( یوم الَ... ) یوم العشیرة است به شین معجم که آن را یوم العسیرة به سین مهمل نیز ضبط کرده اند ولی با شین اصح است. ( از مجمع الامثال میدانی ). رجوع به عشیرة شود.

عسیرة. [ ع َ رَ ] (ع ص ) تأنیث عسیر. سخت و صعب . (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ). رجوع به عسیر (ع ص ) شود.
- حاجة عسیرة ؛ حاجت متعسر و سخت . (از اقرب الموارد).
|| شتر ماده ٔ دم برداشته ٔ دونده . (منتهی الارب ). رجوع به عسیر (ع ص ) شود.


عسیرة. [ ع ُ س َ رَ ] (اِخ ) (یوم الَ ...) یوم العشیرة است به شین معجم که آن را یوم العسیرة به سین مهمل نیز ضبط کرده اند ولی با شین اصح است . (از مجمع الامثال میدانی ). رجوع به عشیرة شود.



کلمات دیگر: