کلمه جو
صفحه اصلی

عسیف

لغت نامه دهخدا

عسیف. [ ع َ ] ( ع ص ، اِ ) مزدور و بنده مستعان به. ( منتهی الارب ). اجیر، و گویند مملوک و برده حقیرداشته شده. ( از اقرب الموارد ). || پیر فانی. ج ، عُسفاء. ( منتهی الارب ). جمع آن عسفاء است بر قیاس ، و عِسَفة است برخلاف قیاس. ( از اقرب الموارد ).

عسیف. [ع ِس ْ سی ] ( ع ص ) آنکه راهها را بدون دلیل و راهنما و بدون هدف و رهنمایی بپیماید. ( از اقرب الموارد ).

عسیف . [ ع َ ] (ع ص ، اِ) مزدور و بنده ٔ مستعان به . (منتهی الارب ). اجیر، و گویند مملوک و برده ٔ حقیرداشته شده . (از اقرب الموارد). || پیر فانی . ج ، عُسفاء. (منتهی الارب ). جمع آن عسفاء است بر قیاس ، و عِسَفة است برخلاف قیاس . (از اقرب الموارد).


عسیف . [ع ِس ْ سی ] (ع ص ) آنکه راهها را بدون دلیل و راهنما و بدون هدف و رهنمایی بپیماید. (از اقرب الموارد).


دانشنامه عمومی

عسیف، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان رامشیر در استان خوزستان ایران است.
این روستا در دهستان عبدلیه شرقی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۶۷ نفر (۲۳خانوار) بوده است.


کلمات دیگر: