کلمه جو
صفحه اصلی

اغیس

لغت نامه دهخدا

اغیس. [ اَ ] ( اِ ) تخمی است که آن را بشیرازی تخم دلاشوب گویند. ( آنندراج ). تخمی است که آن را بشیرازی تخم دل آب شو گویند و بعربی حب الفقد خوانند. ( هفت قلزم ). تخم دل آشوب که حب الفقد گویند. ( ناظم الاطباء ). بیونانی پنجنگشت نامند. ( فهرست مخزن الادویه ). اثلق است. ( اختیارات بدیعی نسخه خطی ).

اغیس. [ اِ ] ( اِخ ) نام محلی است. ( یادداشت مؤلف ).

اغیس . [ اَ ] (اِ) تخمی است که آن را بشیرازی تخم دلاشوب گویند. (آنندراج ). تخمی است که آن را بشیرازی تخم دل آب شو گویند و بعربی حب الفقد خوانند. (هفت قلزم ). تخم دل آشوب که حب الفقد گویند. (ناظم الاطباء). بیونانی پنجنگشت نامند. (فهرست مخزن الادویه ). اثلق است . (اختیارات بدیعی نسخه ٔ خطی ).


اغیس . [ اِ ] (اِخ ) نام محلی است . (یادداشت مؤلف ).



کلمات دیگر: