مواضعی از جسد که بر اثر حمل یا ضرب دردناک می گردد . جایهای کوفته شده از بار و یا از زدن .
ملاطث
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ملاطث. [ م ُ طِ ] ( ع ص )گردآورنده چیزی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). گردآورنده و جمعکننده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
ملاطث.[ م َ طِ ] ( ع اِ ) مواضعی از جسد که بر اثر حمل یا ضرب دردناک می گردد. ( منتهی الارب ). جایهای کوفته شده ازبار و یا از زدن. ج ِ ملطث. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و گویند مفرد ندارد. ( از اقرب الموارد ).
ملاطث.[ م َ طِ ] ( ع اِ ) مواضعی از جسد که بر اثر حمل یا ضرب دردناک می گردد. ( منتهی الارب ). جایهای کوفته شده ازبار و یا از زدن. ج ِ ملطث. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و گویند مفرد ندارد. ( از اقرب الموارد ).
ملاطث . [ م ُ طِ ] (ع ص )گردآورنده چیزی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). گردآورنده و جمعکننده . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
ملاطث .[ م َ طِ ] (ع اِ) مواضعی از جسد که بر اثر حمل یا ضرب دردناک می گردد. (منتهی الارب ). جایهای کوفته شده ازبار و یا از زدن . ج ِ ملطث . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و گویند مفرد ندارد. (از اقرب الموارد).
کلمات دیگر: