پیکار و خصومت کردن . منازعه کردن
ملاهاه
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( ملاهاة ) ملاهاة. [ م ُ ] ( ع مص ) ( از «ل هَ و» ) پیکار و خصومت کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). منازعه کردن. ( از اقرب الموارد ). || با هم نزدیک گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || به هنگام فطام رسیدن کودک. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). نزدیک شدن از شیر بازکردن کودک. ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
ملاهاة. [ م ُ ] (ع مص ) (از «ل هَ و») پیکار و خصومت کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). منازعه کردن . (از اقرب الموارد). || با هم نزدیک گردیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || به هنگام فطام رسیدن کودک . (منتهی الارب ) (آنندراج ). نزدیک شدن از شیر بازکردن کودک . (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات دیگر: