( افاحة ) افاحة. [ اِ ح َ ] ( ع مص ) ریختن خون. ( تاج المصادر بیهقی ). خون ریختن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). ریختن خون را. ( از اقرب الموارد ). || بجوش آوردن دیگ را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). دیگ را جوشانیدن. ( از اقرب الموارد ). جوشانیدن دیگ. ( تاج المصادر بیهقی ). || دمیدن بوی. || خون برآوردن زخم. ( آنندراج ).
افاحه
لغت نامه دهخدا
افاحة. [ اِ ح َ ] (ع مص ) ریختن خون . (تاج المصادر بیهقی ). خون ریختن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ریختن خون را. (از اقرب الموارد). || بجوش آوردن دیگ را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). دیگ را جوشانیدن . (از اقرب الموارد). جوشانیدن دیگ . (تاج المصادر بیهقی ). || دمیدن بوی . || خون برآوردن زخم . (آنندراج ).
کلمات دیگر: