عبارت از حرکات خوش آینده کردن است
افت و انداز
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
افت و انداز. [اُ ت ُ ] ( ترکیب عطفی ، اِمص مرکب ) عبارت از حرکات خوش آینده کردن است. ( آنندراج ) ( بهار عجم ) :
افت و انداز بتی را بنده ام
کز سرینش نشئه کان میچکد.
افت و انداز نگاه تیغبارش نازک است.
افت و انداز بتی را بنده ام
کز سرینش نشئه کان میچکد.
ملافوقی یزدی ( از آنندراج ).
زخمها سر از جگر برکرده و من بیخبرافت و انداز نگاه تیغبارش نازک است.
نورالدین ظهوری ( از آنندراج ).
کلمات دیگر: