کلمه جو
صفحه اصلی

بلیطه

لغت نامه دهخدا

بلیطة. [ ب َ طَ ] (ع اِ) معرب پلیته (فتیله ). ج ، بَلالیط. (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به بلالیط شود. || سفیدمرز، که نوعی گیاه است . (از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به سفیدمرز شود.


( بلیطة ) بلیطة. [ ب َ طَ ] ( ع اِ ) معرب پلیته ( فتیله ). ج ، بَلالیط. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). رجوع به بلالیط شود. || سفیدمرز، که نوعی گیاه است. ( از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به سفیدمرز شود.


کلمات دیگر: