( بلهقة ) بلهقة. [ ب َهََ ق َ ] ( ع مص ) به طمع افکندن و فریفتن : لاتغرکم بلهقته فما عنده خیر. ( از ذیل اقرب الموارد از تاج ).
بلهقه
لغت نامه دهخدا
بلهقة. [ ب َهََ ق َ ] (ع مص ) به طمع افکندن و فریفتن : لاتغرکم بلهقته فما عنده خیر. (از ذیل اقرب الموارد از تاج ).
کلمات دیگر: