کلمه جو
صفحه اصلی

دیوگیر

لغت نامه دهخدا

دیوگیر. [ وْ] ( نف مرکب ) کسی که دیو را بگیرد. ( برهان ).گیرنده دیو. شکارکننده دیو. || ( ن مف مرکب ) کسی را گویند که او را جن گرفته باشد. ( برهان ). دیودار.

دیوگیر. [ وْ ] ( اِخ ) نام شهری است در ملک دکن و در این زمان به دولت آباد شهرت دارد. ( برهان ) ( از غیاث ) ( از آنندراج ).

دیوگیر. [ وْ ] (اِخ ) نام شهری است در ملک دکن و در این زمان به دولت آباد شهرت دارد. (برهان ) (از غیاث ) (از آنندراج ).


دیوگیر. [ وْ] (نف مرکب ) کسی که دیو را بگیرد. (برهان ).گیرنده ٔ دیو. شکارکننده ٔ دیو. || (ن مف مرکب ) کسی را گویند که او را جن گرفته باشد. (برهان ). دیودار.



کلمات دیگر: