کلمه جو
صفحه اصلی

اسپونتن

فرهنگ فارسی

مشاهده کردن

لغت نامه دهخدا

اسپونتن. [ اَ ت َ ] ( هزوارش ، مص )اَسبونتن. به لغت ژند و پاژند، مشاهده کردن. دیدن ودر فرهنگی بمعنی دوانیدن آمده است. ( از آنندراج ).


کلمات دیگر: