میخ طویله
فارسی به انگلیسی
مترادف و متضاد
تیر، لبه، میخ، میخ بزرگ چوبی، میخ بزرگ، میخ طویله
فرهنگ فارسی
(اسم ) میخ بزرگ که در زمین کوبندوستوران را بدان بندند . یا میخ طویله پای خروسی . کسی که بسیار کوتاه قد باشد.
فرهنگ معین
(طَ لِ ) (اِمر. ) میخ بزرگ که در زمین فرو کنند برای بستن چهارپایان .
لغت نامه دهخدا
میخ طویله.[ طَ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) این ترکیب معمولاً به فک اضافه به کار رود و مراد از آن میخ بزرگ و کلفت و بلندی است که بر سر حلقه ای دارد برای گذراندن طناب از آن. میخ بزرگ که یک سر بخو ( پابند ) بدان بندند. ( از یادداشت مؤلف ). در گناباد خراسان ، میخ بزرگ متصل به رسن سرافسار است که آن را به زمین کوبند تا مانع دوررفتن اسب و الاغ شود. ( از یادداشت پروین گنابادی ).
- مثل میخ طویله پای خروس ؛ سخت کوتاه بالا. ( یادداشت مؤلف ).
- مثل میخ طویله پای خروس ؛ سخت کوتاه بالا. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ عمید
میخ بزرگ حلقه دار که در زمین می کوبند و افسار ستور را به آن می بندند.
کلمات دیگر: