کنایه از مرد ضعیف و زبون
هیچ مرد
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
هیچ مرد. [ م َ ] ( اِ مرکب ) کنایه از مرد ضعیف و زبون. ( آنندراج ) :
جهان آن کسی راست کو در نبرد
پی مرد نگذاشت بر هیچ مرد.
جهان آن کسی راست کو در نبرد
پی مرد نگذاشت بر هیچ مرد.
نظامی ( از آنندراج ).
کلمات دیگر: