قسمی انجیر که در ذخیره خوارزمشاهی مکرر نام آن چون دارویی در بعض معجون ها و غیره برده می شود ٠
انجیر بستی
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
انجیر بستی. [ اَ رِ ب ُ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) قسمی انجیر که در ذخیره خوارزمشاهی مکرر نام آن چون دارویی در بعض معجونها و غیره برده میشود. منسوب به بُسْت از شهرهای خراسان که در خوبی معروف بوده. ( از یادداشت مؤلف ) :
غرابی که با تندرستی بود
همه دانش انجیر بستی بود.
غرابی که با تندرستی بود
همه دانش انجیر بستی بود.
نظامی.
کلمات دیگر: