برابر پارسی : بیگمان
بیقین
برابر پارسی : بیگمان
فرهنگ فارسی
بی گمان و بدون شک و حتما و یقینا . استیقان . بیقین دانستن . ایقان .
لغت نامه دهخدا
بیقین. [ ب ِ ی َ قی ] ( ق مرکب ) بی گمان و بدون شک و حتماً و یقیناً. ( ناظم الاطباء ): استیقان ؛ بیقین دانستن. ایقان ؛ بیقین دانستن چنانکه هیچ گمانی نماند. ( ترجمان القرآن ). رجوع به یقین شود.
پیشنهاد کاربران
محققا
بر یقین ؛به یقین. یقیناً. قطعاً. به طور حتم و یقین :
نسختی از لوح محفوظ است گویی خاطرت
کاندر او بینی و دانی بودنیها بر یقین.
امیرمعزی.
و رجوع به ترکیب به یقین شود.
نسختی از لوح محفوظ است گویی خاطرت
کاندر او بینی و دانی بودنیها بر یقین.
امیرمعزی.
و رجوع به ترکیب به یقین شود.
کلمات دیگر: