عقوبت کردن مجازات کردن
معاقب داشتن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
معاقب داشتن. [ م ُ ق َ ت َ ] ( مص مرکب ) عقوبت کردن.مجازات کردن. سزای عمل بد کسی را دادن :
تقصیر اگر فتاد به خدمت
من بنده را مدار معاقب.
تقصیر اگر فتاد به خدمت
من بنده را مدار معاقب.
مسعودسعد.
و رجوع به معاقب شود.پیشنهاد کاربران
معاقب داشتن :جزا دادن ، عقوبت کردن .
( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 35 ) .
( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 35 ) .
کلمات دیگر: