کلمه جو
صفحه اصلی

کثرات

فرهنگ فارسی

جمع : کثرت

لغت نامه دهخدا

کثرات. [ ک َ ث َ ] ( ع اِ ) ج ِ کثرة. ( آنندراج ). و کثرت. ( غیاث اللغات ). بسیاریها. افزونیها. ( ناظم الاطباء ). رجوع به کثرت شود.


کلمات دیگر: