کلمه جو
صفحه اصلی

متربصه

لغت نامه دهخدا

( متربصة ) متربصة. [ م ُ ت َ رَب ْ ب ِ ص َ ] ( اِخ ) نام جماعتی از شیعه که منتظر ( متربص ) خروج مهدی بودند و در این انتظاردر هر عصری یک نفر را به ولایت امر بر می گزیدند و اورا مهدی می پنداشتند و همین که او می مرد دیگری را به این سمت برمی داشتند. ( خاندان نوبختی اقبال ص 263 ).

متربصة. [ م ُ ت َ رَب ْ ب ِ ص َ ] (اِخ ) نام جماعتی از شیعه که منتظر (متربص ) خروج مهدی بودند و در این انتظاردر هر عصری یک نفر را به ولایت امر بر می گزیدند و اورا مهدی می پنداشتند و همین که او می مرد دیگری را به این سمت برمی داشتند. (خاندان نوبختی اقبال ص 263).



کلمات دیگر: