کلمه جو
صفحه اصلی

کجیل

لغت نامه دهخدا

کجیل. [ ک َ ] ( اِخ ) نام محله ای است قدیمی از محلات شهر تبریز. ( آنندراج ) :
تبریز مرا راحت جان خواهد بود
پیوسته مرا ورد زبان خواهد بود
تا درنکشم آب چرندآب و کجیل
سرخاب ز چشم من روان خواهد بود .
کمال الدین مسعود خجندی ( از آنندراج ).

کجیل. [ ک ِ ] ( اِ ) زالزالک وحشی. دلیک. ( از یادداشت مؤلف ). رجوع به دلیک شود.

کجیل . [ ک َ ] (اِخ ) نام محله ای است قدیمی از محلات شهر تبریز. (آنندراج ) :
تبریز مرا راحت جان خواهد بود
پیوسته مرا ورد زبان خواهد بود
تا درنکشم آب چرندآب و کجیل
سرخاب ز چشم من روان خواهد بود .

کمال الدین مسعود خجندی (از آنندراج ).



کجیل . [ ک ِ ] (اِ) زالزالک وحشی . دلیک . (از یادداشت مؤلف ). رجوع به دلیک شود.


دانشنامه عمومی

کجیل، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان سیاهکل در استان گیلان ایران است.
این روستا در دهستان خرارود قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۸۴ نفر (۱۱۱خانوار) بوده است.


کلمات دیگر: