کلمه جو
صفحه اصلی

کثوثه

فرهنگ فارسی

بسیار بیخ گردیدن ریش و انبوه و کوتاه گردیدن و در هم پیچیدن یا انبوه شدن موی

لغت نامه دهخدا

( کثوثة ) کثوثة. [ ک ُ ث َ ] ( ع مص ) کَثاثة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). کَثَث. ( منتهی الارب ). بسیار بیخ گردیدن ریش و انبوه شدن و کوتاه گردیدن و در هم پیچیدن. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || انبوه شدن موی. ( از اقرب الموارد ). رجوع به کث و کثاثة شود.

کثوثة. [ ک ُ ث َ ] (ع مص ) کَثاثة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). کَثَث . (منتهی الارب ). بسیار بیخ گردیدن ریش و انبوه شدن و کوتاه گردیدن و در هم پیچیدن . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || انبوه شدن موی . (از اقرب الموارد). رجوع به کث و کثاثة شود.



کلمات دیگر: