صفحه اصلی
کج تاب
بستن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
کج تاب. [ ک َ ] ( نف مرکب ) که کج تابد. که ناراست تاب دهد. || بدرفتار. با سوء سلوک.
کلمات دیگر: