کلمه جو
صفحه اصلی

کجله

لغت نامه دهخدا

کجله. [ ] ( اِ ) اسم هندی بوره ارمنی است. ( تحفه حکیم مؤمن ).

کجله. [ ک َ ل َ / ل ِ ] ( اِ ) پرنده ای است از جنس کلاغ و آن سیاه و سفید می باشد و آن را عکه هم می گویند و به عربی عقعق خوانند. ( برهان ). نام جانوری است که آن را کلاژه و عکه نیز گویند. ( فرهنگ جهانگیری ). مرغی است که آن را کلاژه نیز گفته اند. ( آنندراج ). کلاغی است سیاه و سفید. زاغچه. ( یادداشت مؤلف ). غجله ( در تداول ترکان آذربایجان ). در تداول عامه مردم گناباد کلیجدک و آن را بر نوعی کلاغ سیاه و سفید اطلاق کنند.

کجله. [ ] ( اِ ) به هندی نام دوایی است و بعضی گویند بمعنی دوا با حای حطی است نه جیم. ( برهان ) . رجوع به کُچُلَه شود.

کجله . [ ] (اِ) اسم هندی بوره ٔ ارمنی است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).


کجله . [ ] (اِ) به هندی نام دوایی است و بعضی گویند بمعنی دوا با حای حطی است نه جیم . (برهان ) . رجوع به کُچُلَه شود.


کجله . [ ک َ ل َ / ل ِ ] (اِ) پرنده ای است از جنس کلاغ و آن سیاه و سفید می باشد و آن را عکه هم می گویند و به عربی عقعق خوانند. (برهان ). نام جانوری است که آن را کلاژه و عکه نیز گویند. (فرهنگ جهانگیری ). مرغی است که آن را کلاژه نیز گفته اند. (آنندراج ). کلاغی است سیاه و سفید. زاغچه . (یادداشت مؤلف ). غجله (در تداول ترکان آذربایجان ). در تداول عامه ٔ مردم گناباد کلیجدک و آن را بر نوعی کلاغ سیاه و سفید اطلاق کنند.



کلمات دیگر: