کلمه جو
صفحه اصلی

کثعه

لغت نامه دهخدا

( کثعة ) کثعة. [ ک َ / ک ُ ع َ ] ( ع اِ ) کفک که دیگ از سر اندازد. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || سرشیر و کف آن. ( منتهی الارب ). آنچه بر سرشیر آید از چربی و دفزک. ( از اقرب الموارد ).

کثعة. [ ک ُ ع َ ] ( ع اِ ) فرقی که بر وسط لب بالایین است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ناو در میانه لب بالایین. ( ناظم الاطباء ).

کثعة. [ ک َ ث َ ع َ ] ( ع اِ ) گل و لای. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

کثعة. [ ک َ / ک ُ ع َ ] (ع اِ) کفک که دیگ از سر اندازد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || سرشیر و کف آن . (منتهی الارب ). آنچه بر سرشیر آید از چربی و دفزک . (از اقرب الموارد).


کثعة. [ ک َ ث َ ع َ ] (ع اِ) گل و لای . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).


کثعة. [ ک ُ ع َ ] (ع اِ) فرقی که بر وسط لب بالایین است . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ناو در میانه ٔ لب بالایین . (ناظم الاطباء).



کلمات دیگر: