( کثعة ) کثعة. [ ک َ / ک ُ ع َ ] ( ع اِ ) کفک که دیگ از سر اندازد. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || سرشیر و کف آن. ( منتهی الارب ). آنچه بر سرشیر آید از چربی و دفزک. ( از اقرب الموارد ).
کثعة. [ ک ُ ع َ ] ( ع اِ ) فرقی که بر وسط لب بالایین است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ناو در میانه لب بالایین. ( ناظم الاطباء ).
کثعة. [ ک َ ث َ ع َ ] ( ع اِ ) گل و لای. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
کثعة. [ ک ُ ع َ ] ( ع اِ ) فرقی که بر وسط لب بالایین است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ناو در میانه لب بالایین. ( ناظم الاطباء ).
کثعة. [ ک َ ث َ ع َ ] ( ع اِ ) گل و لای. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).