کلمه جو
صفحه اصلی

متردیه

لغت نامه دهخدا

( متردیة ) متردیة. [ م ُ ت َ رَدْ دی َ ] ( ع ص ) آن گوسفند که از بالا درافتد و بمیرد. ( مهذب الاسماء ). گوسپند فروافتاده از بلندی خواه کشته شده باشد و یا نشده باشد، قوله تعالی : و المتردیة و النطیحة . ( ناظم الاطباء ). || آراینده خود را به حمیل ، و چادر برافکننده. ( از منتهی الارب ). دختری که در زیر چادر خود را بیاراید. ( ناظم الاطباء ).

متردیة. [ م ُ ت َ رَدْ دی َ ] (ع ص ) آن گوسفند که از بالا درافتد و بمیرد. (مهذب الاسماء). گوسپند فروافتاده از بلندی خواه کشته شده باشد و یا نشده باشد، قوله تعالی : و المتردیة و النطیحة . (ناظم الاطباء). || آراینده خود را به حمیل ، و چادر برافکننده . (از منتهی الارب ). دختری که در زیر چادر خود را بیاراید. (ناظم الاطباء).



کلمات دیگر: