( صفت ) ۱ - آنکه از راه بصریت حقیقی منحرف باشد . ۲ - کج معامله بد معامله : [ ندارد حاصلی با کج بصریت دوستی کردن کسی را یک جهت با خویشتن احول نمی بیند ] ( محسن تاثیر )
کج بصیرت
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کج بصیرت. [ ک َ ب َ رَ] ( ص مرکب ) آنکه از راه بصیرت حقیقی منحرف باشد. کج معامله و بدمعامله. ( فرهنگ فارسی معین ) :
ندارد حاصلی با کج بصیرت دوستی کردن
کسی را یک جهت با خویشتن احول نمی بیند.
ندارد حاصلی با کج بصیرت دوستی کردن
کسی را یک جهت با خویشتن احول نمی بیند.
محسن تأثیر ( از آنندراج ).
|| احول و کج بین. || حسود و رشکین. ( ناظم الاطباء ).کلمات دیگر: