کسی که در کجاوه نشیند . آنکه در کجاوه قرار گیرد و سفر کند .
کجاوه نشین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کجاوه نشین. [ ک َ وَ / وِ ن ِ ] ( نف مرکب ) کسی که در کجاوه نشیند. ( ناظم الاطباء ). آنکه در کجاوه قرار گیرد و سفر کند : کجاوه نشینی را شنیدم که با عدیل خود میگفت. ( گلستان ).
کلمات دیگر: