که بر کجی دوران دارد. که بر ناراستی گردد.
کج مدار
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کج مدار. [ ک َ م َ ] ( ص مرکب ) که بر کجی دوران دارد. که بر ناراستی گردد. || مجازاً، که بر غیر مراد رود :
سبزوار است این جهان کجمدار
ما چو بوبکریم در وی خوار و زار.
سبزوار است این جهان کجمدار
ما چو بوبکریم در وی خوار و زار.
مولوی.
کلمات دیگر: