گل پاشیدن بر . . گل ریختن بر . . .
گل افشاندن بر
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
گل افشاندن بر. [ گ ُ اَ دَ ب َ ] ( مص مرکب ) گل پاشیدن بر... گل ریختن بر... :
بخت این نکند با من کآن شاخ صنوبر را
بنشینم و بنشانم گل بر سرش افشانم.
بخت این نکند با من کآن شاخ صنوبر را
بنشینم و بنشانم گل بر سرش افشانم.
سعدی ( طیبات ).
کلمات دیگر: