کلمه جو
صفحه اصلی

مترص

لغت نامه دهخدا

مترص . [ م ُ رِ / م ُ ت َرْ رِ ] (ع ص ) محکم کننده و راست گرداننده . (آنندراج ). کسی که محکم می کندو استوار می نماید و پایدار می کند. (ناظم الاطباء).


مترص. [ م ُ رَ ] ( ع ص ) محکم و راست. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). میزان مترص ؛ ترازوی راست و محکم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ترازوی راست و عدل و محکم. ( ناظم الاطباء ). میزان تریص و مترص ؛ عدل لایحیف. ( از اقرب الموارد ).

مترص. [ م ُ رِ / م ُ ت َرْ رِ ] ( ع ص ) محکم کننده و راست گرداننده. ( آنندراج ). کسی که محکم می کندو استوار می نماید و پایدار می کند. ( ناظم الاطباء ).

مترص . [ م ُ رَ ] (ع ص ) محکم و راست . (آنندراج ) (از اقرب الموارد). میزان مترص ؛ ترازوی راست و محکم . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ترازوی راست و عدل و محکم . (ناظم الاطباء). میزان تریص و مترص ؛ عدل لایحیف . (از اقرب الموارد).



کلمات دیگر: