همان گل دو روی است
گل دورویه
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
گل دورویه. [ گ ُ ل ِ دُ ی َ / ی ِ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) همان گل دوروی است :
رخ گلنار، چونانچون شکن بر روی بت رویان
گل دورویه ، چونانچون قمرها در دوپیکرها.
یا چو بر زرین ورقها ریخته آب لکا.
یک روی ز شادی و دگر روی ز تیمار.
رخ گلنار، چونانچون شکن بر روی بت رویان
گل دورویه ، چونانچون قمرها در دوپیکرها.
منوچهری.
آن دورویه گل چو روی عاشقان از خون دل یا چو بر زرین ورقها ریخته آب لکا.
قطران.
در باغ نگه کن گل دورویه که داردیک روی ز شادی و دگر روی ز تیمار.
( از تاج المآثر ).
کلمات دیگر: