کلمه جو
صفحه اصلی

کجرایی

لغت نامه دهخدا

کجرایی. [ ک َ ]( حامص مرکب ) عمل کج رای. بدتدبیری. ناراستی تدبیر. ( از ناظم الاطباء ). کج فهمی. نادرستی در اندیشه و تدبیر. ( از فرهنگ فارسی معین ). کج اندیشی. ناصواب اندیشی.


کلمات دیگر: