کلمه جو
صفحه اصلی

کثاءه

لغت نامه دهخدا

( کثاءة ) کثأة. [ ک َ ءَ ] ( ع اِ ) چربش که بر سر شیر گرد آید: کثاءةاللبن ؛ چربی که بر سر شیر آید. ( منتهی الارب )( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || کف دیگ. ( منتهی الارب ): خذ کثاءة قدرک ؛ یعنی بگیر آنچه بر سر دیگ آید پس از جوشیدن. ( از اقرب الموارد ).

کثأة. [ ک َ ءَ ] (ع اِ) چربش که بر سر شیر گرد آید: کثاءةاللبن ؛ چربی که بر سر شیر آید. (منتهی الارب )(از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || کف دیگ . (منتهی الارب ): خذ کثاءة قدرک ؛ یعنی بگیر آنچه بر سر دیگ آید پس از جوشیدن . (از اقرب الموارد).



کلمات دیگر: