بسیار بیخ گردیدن ریش و انبوه و کوتاه گردیدن و در هم پیچیدن
کثاثه
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( کثاثة ) کثاثة. [ ک َ ث َ ] ( ع مص ) بسیاربیخ گردیدن ریش و انبوه و کوتاه گردیدن و درهم پیچیدن. ( منتهی الارب ). بسیار گشتن و در هم پیچیدن موی. ( از اقرب الموارد ). انبوه شدن ریش. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ). کُثوثَة. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). کثَث. ( منتهی الارب ). و رجوع به کثوثة شود.
کثاثة. [ ک َ ث َ ] (ع مص ) بسیاربیخ گردیدن ریش و انبوه و کوتاه گردیدن و درهم پیچیدن . (منتهی الارب ). بسیار گشتن و در هم پیچیدن موی . (از اقرب الموارد). انبوه شدن ریش . (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). کُثوثَة. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). کثَث . (منتهی الارب ). و رجوع به کثوثة شود.
کلمات دیگر: