کلمه جو
صفحه اصلی

کچل اباد

لغت نامه دهخدا

( کچل آباد ) کچل آباد. [ ک َ چ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان نعلین بخش سردشت شهرستان مهاباد. کوهستانی و جنگلی. معتدل. سکنه 158 تن. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

کچل آباد. [ ک َ چ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان گورائیم بخش مرکزی شهرستان اردبیل. کوهستانی و معتدل. سکنه 435 تن. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

کچل آباد. [ ک َ چ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان جوانرود بخش پاوه از شهرستان سنندج. کوهستانی و سردسیر. سکنه 127 تن. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

کچل آباد. [ ک َ چ َ ] ( اِخ ) قریه ای است یک فرسنگی میانه جنوب و مشرق شیراز شاید این قریه را امیر کچل بیک ذوالقدر که در سال 909 هَ. ق. وارد شیراز گردید و مدتی توقف نمود احداث کرده باشد وکچل آباد گفتند یا آنکه مصطفی قلی بیک کچل افشار که مدتی در فارس راتق و فاتق امور دیوانی بود آن را ساخته باشد. ( از فارسنامه ناصری ). و رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 شود.

دانشنامه عمومی

کچل آباد. کچل آباد ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
کچل آباد (ارومیه) روستایی از توابع بخش سیلوانه شهرستان ارومیه در استان آذربایجان غربی
کچل آباد (ثلاث باباجانی) روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ثلاث باباجانی در استان کرمانشاه
کچل آباد (سردشت) روستایی از توابع بخش وزینه و در شهرستان سردشت استان آذربایجان غربی


کلمات دیگر: