ابوجعفر اشناس؛ (مرگ در ۸۴۴ م. /۲۳۰ ه. ق) از سرداران ترک دوره عباسی بود که در دوران معتصم وارد دستگاه خلافت شد و از ۲۱۹ تا ۲۳۰ ه. ق والی مصر بود. بنا به نظر بعضی، اشناس به دستور معتصم شربت مسمومی را به امام محمد التقی می نوشاند که باعث مرگ او می شود.
Kiapidou, Irini-Sofia (۲۸ آوریل ۲۰۰۳). "Campaign of the Arabs in Asia Minor, 838". Encyclopedia of the Hellenic World, Asia Minor. Athens: Foundation of the Hellenic World
کلمه اشناس احتمالاً ایرانی است. افندی می گوید ضبط مشهور در این کلمه به ضم اول است، اما بعضی از افاضل آن را به فتح اول نیز آورده اند. مؤلف اعیان الشیعه حدس زده که «اشناس» صورت دیگری از کلمه «شناس» باشد. دلیل دیگر بر ایرانی بودن این کلمه این است که به نوشته ابوالفضل بیهقی نام افشین، «اشناس» بوده است، که البته این نظر مخالفان نامداری هم دارد. در کتاب تاریخ الأمم والملوک (تاریخ طبری)، ذیل وقایع سال ۲۰۲ هجری در مورد نام ابوجعفر اشناس اینطور روایت شده که معتصم، که در آن زمان هنوز شاهزاده بوده و به خلافت نرسیده بوده، در زمان جنگ با خوارج هدف یک تیرانداز قرار می گیرد که یکی از غلامان ترک با انداختن خود جلوی تیر به تیرانداز می گوید مرا اشناس (مرا بشناس). از آن زمان به بعد، معتصم نام این غلام ترک را اشناس می گذارد
اشناس در زمان معتصم در جنگ عموریه حضور مؤثری داشت. معتصم در این جنگ کل نیروی خود را دو قسمت نمود که یک قسمت کوچکتر ده هزار نفره تحت فرمان افشین سردار ایرانی قرار گرفت که با امیرعمرالاقصی و سربازان ارمنی واسپوراکان پیوستند و بعداً تئوفیلوس امپراتور روم را در جنگ انزن شکست دادند و قسمت بزرگتر را خود به سوی کاپادوکیه و دروازه های کیلیکیه هدایت کرد که فرماندهی پیش قراوالان سپاه خلیفه با اشناس، جناح راست با ایتاخ، جناح چپ با جعفر ابن دینار الخیاط و قلب سپاه با عجیف ابن انبسه بود که دو سپاه در آنکارا بهم ملحق می شدند و به سمت عموریه می رفتند.
معتصم اشناس را ولایت و قدرت داد تا از طرف خلیفه هر کس را بخواهد امارت دهد از آن زمان به بعد بر منابر برایش دعا می کردند، در حالی که قبلاً دعا اختصاص به خلفا داشت. در ایام خلافت واثق اشناس به حکومت بغداد منصوب شد و دامنه قدرت و نفوذش تا آخرین نقطه نفوذ خلافت در مغرب پیش رفت و گسترش یافت و امور این نواحی به دست او سپرده شد و بدون مراجع به خلیفه هر که را می خواست بکار می گماشت و هر که را نمی خواست بر کنار می کرد و در تمام امور مملکت مبسوط الید بود و به نشانه حسن نیت، خلیفه دو گردن آویز از جواهرات را به گردن او آویخته بود.
Kiapidou, Irini-Sofia (۲۸ آوریل ۲۰۰۳). "Campaign of the Arabs in Asia Minor, 838". Encyclopedia of the Hellenic World, Asia Minor. Athens: Foundation of the Hellenic World
کلمه اشناس احتمالاً ایرانی است. افندی می گوید ضبط مشهور در این کلمه به ضم اول است، اما بعضی از افاضل آن را به فتح اول نیز آورده اند. مؤلف اعیان الشیعه حدس زده که «اشناس» صورت دیگری از کلمه «شناس» باشد. دلیل دیگر بر ایرانی بودن این کلمه این است که به نوشته ابوالفضل بیهقی نام افشین، «اشناس» بوده است، که البته این نظر مخالفان نامداری هم دارد. در کتاب تاریخ الأمم والملوک (تاریخ طبری)، ذیل وقایع سال ۲۰۲ هجری در مورد نام ابوجعفر اشناس اینطور روایت شده که معتصم، که در آن زمان هنوز شاهزاده بوده و به خلافت نرسیده بوده، در زمان جنگ با خوارج هدف یک تیرانداز قرار می گیرد که یکی از غلامان ترک با انداختن خود جلوی تیر به تیرانداز می گوید مرا اشناس (مرا بشناس). از آن زمان به بعد، معتصم نام این غلام ترک را اشناس می گذارد
اشناس در زمان معتصم در جنگ عموریه حضور مؤثری داشت. معتصم در این جنگ کل نیروی خود را دو قسمت نمود که یک قسمت کوچکتر ده هزار نفره تحت فرمان افشین سردار ایرانی قرار گرفت که با امیرعمرالاقصی و سربازان ارمنی واسپوراکان پیوستند و بعداً تئوفیلوس امپراتور روم را در جنگ انزن شکست دادند و قسمت بزرگتر را خود به سوی کاپادوکیه و دروازه های کیلیکیه هدایت کرد که فرماندهی پیش قراوالان سپاه خلیفه با اشناس، جناح راست با ایتاخ، جناح چپ با جعفر ابن دینار الخیاط و قلب سپاه با عجیف ابن انبسه بود که دو سپاه در آنکارا بهم ملحق می شدند و به سمت عموریه می رفتند.
معتصم اشناس را ولایت و قدرت داد تا از طرف خلیفه هر کس را بخواهد امارت دهد از آن زمان به بعد بر منابر برایش دعا می کردند، در حالی که قبلاً دعا اختصاص به خلفا داشت. در ایام خلافت واثق اشناس به حکومت بغداد منصوب شد و دامنه قدرت و نفوذش تا آخرین نقطه نفوذ خلافت در مغرب پیش رفت و گسترش یافت و امور این نواحی به دست او سپرده شد و بدون مراجع به خلیفه هر که را می خواست بکار می گماشت و هر که را نمی خواست بر کنار می کرد و در تمام امور مملکت مبسوط الید بود و به نشانه حسن نیت، خلیفه دو گردن آویز از جواهرات را به گردن او آویخته بود.
wiki: ابوجعفر اشناس