کلمه جو
صفحه اصلی

مهندسی کردن

مترادف و متضاد

engineer (فعل)
اداره کردن، نقشه کشیدن، مهندسی کردن، طرح کردن و ساختن

پیشنهاد کاربران

اداره کردن

مدیریت کردن، سامان دادن و جهت دادن

مهندسی به معنی ساماندهی، نظم بخشیدن، هدف و چگونگی روند کار در ادبیات تعریف شده است.

مهندسی کردن به معنی کار نظام مند، عمل براساس اصول، رعایت استاندارد، رعایت قواعد علمی، حساب شده بودن ( از جمله به لحاظ خطر ) و عملکردی است که در دراز مدت اشکالات کمتری را داشته باشد و اشکالات کمتری را تولید کند.


کلمات دیگر: