رجبعلی امیری فلاح (۱۲۸۰ سنگاچین، بندرانزلی - ۱۵ آذر ۱۳۷۳ تهران) خواننده اهل گیلان ؛ صیادی شغل دیگر ایشان برای گذران زندگی بود.آثار وی بعلت کاستی های زیادی به ثبت نرسیده اما با تلاشهای زیاد سعی در شناخته شدن این هنرمند سنتی خوان صورت گرفته
شماره چهار ماهنامه «موج»
متن مصاحه با رادیو ایران مندرج است در مجله گیله وا (فرهنگی، هنری و پژوهشی، به گویش گیلکی و زبان فارسی) چاپ گیلان، سال نهم، اسفند ۱۳۷۹.
رجبعلی امیری فلاح در سال ۱۲۸۰ و در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه) در روستای سنگاچین بندرانزلی به دنیا آمد.نام پدرش امیر بود. در هنگام سجل گرفتن چون پدرش کشاورز بود نام فامیلی وی امیری فلاح شد. در کودکی به مکتب خانه محل نزد ملّاعبدالله طالقانی رفت و سواد خواندن و نوشتن و قرآن را آموخت.
وی بسیار بااستعداد و خوش صدا بود و قرآن را با صدای خوش می خواند. امیری به علت از دست دادن پدر و مادر در ابتدای نوجوانی وارد کسب و کار محلی یعنی زراعت و صیادی گردید و از این به بعد صدای زمزمه امیری به صورت خواندن آوازهای بجارکاری، بجار کتامی و اشعار شرفشاهی به گوش اهالی رسید و همه از صدای زیبای وی لذّت می بردند.
بنا به گفته دختر ایشان خانم «ایران امیری» در یکی از روزها که پدر سختی روزگار را با دریا ضجه می زد صبا و قمر در کنار دریا قدم می زدند که صدای پدر توجه آنها را به خود جلب کرد و آشنایی بین آنها شکل گرفت. استاد صبا پدر را به تهران دعوت نمود که مصادف با عروسی فوزیه بود و قرار شد پدر در آنجا به اجرای برنامه بپردازد ولی چون لباس پدر رسمی نبود آنها با توجه به آن جشن بزرگ برایش لباس تهیه نمودند و پدر در آن مراسم به اجرای برنامه پرداخت. بنا به گفته ایشان امیری در کودکی در حضور مظفرالدین شاه در بندرانزلی اذان زده بود. تنها اسناد به جای مانده از صدای استاد امیری گفتگوی کوتاه ۱۰ دقیقه ای است که در سال ۱۳۵۵ فریدون فرخزاد به سفارش حسین ملک در برنامه صبح جمعه با ایشان انجام داد و استاد به همراه تارِ فریدون حافظی اشعاری از سعدی و حافظ را خواند و بسیار مورد توجه مجری و حاضرین برنامه قرار گرفت.
شماره چهار ماهنامه «موج»
متن مصاحه با رادیو ایران مندرج است در مجله گیله وا (فرهنگی، هنری و پژوهشی، به گویش گیلکی و زبان فارسی) چاپ گیلان، سال نهم، اسفند ۱۳۷۹.
رجبعلی امیری فلاح در سال ۱۲۸۰ و در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه) در روستای سنگاچین بندرانزلی به دنیا آمد.نام پدرش امیر بود. در هنگام سجل گرفتن چون پدرش کشاورز بود نام فامیلی وی امیری فلاح شد. در کودکی به مکتب خانه محل نزد ملّاعبدالله طالقانی رفت و سواد خواندن و نوشتن و قرآن را آموخت.
وی بسیار بااستعداد و خوش صدا بود و قرآن را با صدای خوش می خواند. امیری به علت از دست دادن پدر و مادر در ابتدای نوجوانی وارد کسب و کار محلی یعنی زراعت و صیادی گردید و از این به بعد صدای زمزمه امیری به صورت خواندن آوازهای بجارکاری، بجار کتامی و اشعار شرفشاهی به گوش اهالی رسید و همه از صدای زیبای وی لذّت می بردند.
بنا به گفته دختر ایشان خانم «ایران امیری» در یکی از روزها که پدر سختی روزگار را با دریا ضجه می زد صبا و قمر در کنار دریا قدم می زدند که صدای پدر توجه آنها را به خود جلب کرد و آشنایی بین آنها شکل گرفت. استاد صبا پدر را به تهران دعوت نمود که مصادف با عروسی فوزیه بود و قرار شد پدر در آنجا به اجرای برنامه بپردازد ولی چون لباس پدر رسمی نبود آنها با توجه به آن جشن بزرگ برایش لباس تهیه نمودند و پدر در آن مراسم به اجرای برنامه پرداخت. بنا به گفته ایشان امیری در کودکی در حضور مظفرالدین شاه در بندرانزلی اذان زده بود. تنها اسناد به جای مانده از صدای استاد امیری گفتگوی کوتاه ۱۰ دقیقه ای است که در سال ۱۳۵۵ فریدون فرخزاد به سفارش حسین ملک در برنامه صبح جمعه با ایشان انجام داد و استاد به همراه تارِ فریدون حافظی اشعاری از سعدی و حافظ را خواند و بسیار مورد توجه مجری و حاضرین برنامه قرار گرفت.
wiki: رجبعلی امیری فلاح