کلمه جو
صفحه اصلی

الغاط

لغت نامه دهخدا

الغاط. [ اِ ] ( ع مص ) بانگ کردن و خروشیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || آوازخوش برآوردن شیر به انداختن سنگ تفسان در آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). آواز کردن شیر ( خوردنی ) بسبب افکندن سنگ تفته و گرم شده در آن. ( از اقرب الموارد ).

الغاط. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ لَغَط، و لَغط. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به هریک از دو کلمه مذکور شود.

الغاط. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ لَغَط، و لَغط. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به هریک از دو کلمه ٔ مذکور شود.


الغاط. [ اِ ] (ع مص ) بانگ کردن و خروشیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). || آوازخوش برآوردن شیر به انداختن سنگ تفسان در آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). آواز کردن شیر (خوردنی ) بسبب افکندن سنگ تفته و گرم شده در آن . (از اقرب الموارد).



کلمات دیگر: