بمعنی مدد خدا . سومین پسر هارون و جانشین او .
العازار
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
العازار. [ اَ ] ( اِخ ) نام کاهنی است. رجوع به قاموس کتاب مقدس شود.
العازار. [ اَ ] ( اِخ ) نام شخصی لاوی از نسل مراری. رجوع به قاموس کتاب مقدس شود.
العازار. [ اَ ] ( اِخ ) نام جنگجو و شجاع معروف که در «اول تواریخ ایام » از کتب عهد عتیق برخی ازاعمال او آمده است. رجوع به قاموس کتاب مقدس شود.
العازار. [ اَ ] ( اِخ ) نام پسر ابی ناداب که مستحفظ تابوت عهد بود پس از آنکه فلسطینیان آن را پس فرستادند. ( از قاموس کتاب مقدس ).
العازار. [ اَ ] ( اِخ ) بمعنی مدد خدا. سومین پسر هارون و جانشین او. وفات العازار بقولی 25 سال پس از وفات موسی اتفاق افتاد.( از قاموس کتاب مقدس ). و رجوع به همین قاموس شود.
العازار. [ اَ ] ( اِخ ) نام شخصی لاوی از نسل مراری. رجوع به قاموس کتاب مقدس شود.
العازار. [ اَ ] ( اِخ ) نام جنگجو و شجاع معروف که در «اول تواریخ ایام » از کتب عهد عتیق برخی ازاعمال او آمده است. رجوع به قاموس کتاب مقدس شود.
العازار. [ اَ ] ( اِخ ) نام پسر ابی ناداب که مستحفظ تابوت عهد بود پس از آنکه فلسطینیان آن را پس فرستادند. ( از قاموس کتاب مقدس ).
العازار. [ اَ ] ( اِخ ) بمعنی مدد خدا. سومین پسر هارون و جانشین او. وفات العازار بقولی 25 سال پس از وفات موسی اتفاق افتاد.( از قاموس کتاب مقدس ). و رجوع به همین قاموس شود.
العازار. [ اَ ] (اِخ ) بمعنی مدد خدا. سومین پسر هارون و جانشین او. وفات العازار بقولی 25 سال پس از وفات موسی اتفاق افتاد.(از قاموس کتاب مقدس ). و رجوع به همین قاموس شود.
العازار. [ اَ ] (اِخ ) نام پسر ابی ناداب که مستحفظ تابوت عهد بود پس از آنکه فلسطینیان آن را پس فرستادند. (از قاموس کتاب مقدس ).
العازار. [ اَ ] (اِخ ) نام جنگجو و شجاع معروف که در «اول تواریخ ایام » از کتب عهد عتیق برخی ازاعمال او آمده است . رجوع به قاموس کتاب مقدس شود.
العازار. [ اَ ] (اِخ ) نام شخصی لاوی از نسل مراری . رجوع به قاموس کتاب مقدس شود.
العازار. [ اَ ] (اِخ ) نام کاهنی است . رجوع به قاموس کتاب مقدس شود.
کلمات دیگر: