کلمه جو
صفحه اصلی

منظما

فارسی به انگلیسی

orderly, regularly

regularly


فرهنگ فارسی

مرتبا . بطور مرتب

لغت نامه دهخدا

( منظماً ) منظماً. [ م ُ ن َظْ ظَ مَن ْ ] ( ع ق ) مرتباً. به طور مرتب.


کلمات دیگر: