محل نظر . تماشا گاه .
منظر گاه
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
منظرگاه. [ م َ ظَ ] ( اِ مرکب ) محل نظر. تماشاگاه :
درآ در دل که منظرگاه حق است
و گر هم نیست منظر می توان کرد.
مولوی ( کلیات شمس چ فروزانفر ) ( فرهنگ نوادر لغات ).
درآ در دل که منظرگاه حق است
و گر هم نیست منظر می توان کرد.
مولوی ( کلیات شمس چ فروزانفر ) ( فرهنگ نوادر لغات ).
کلمات دیگر: