کلمه جو
صفحه اصلی

ارسطن

لغت نامه دهخدا

ارسطن. [ اَ رِ طُ ] ( اِخ ) نام پدر افلاطون. ( ابن الندیم ) ( قفطی ) ( شهرستانی ) ( عیون الانباء ج 1 ص 50 ). و رجوع به ارسطون شود.

ارسطن. [ اَ رِ طُ] ( اِخ ) از فلاسفه طبیعیین روم و او راست : کتاب النفس. ( الفهرست ابن الندیم ) ( تاریخ الحکمای قفطی ص 59 ).

ارسطن . [ اَ رِ طُ ] (اِخ ) نام پدر افلاطون . (ابن الندیم ) (قفطی ) (شهرستانی ) (عیون الانباء ج 1 ص 50). و رجوع به ارسطون شود.


ارسطن . [ اَ رِ طُ] (اِخ ) از فلاسفه ٔ طبیعیین روم و او راست : کتاب النفس . (الفهرست ابن الندیم ) (تاریخ الحکمای قفطی ص 59).



کلمات دیگر: