کلمه جو
صفحه اصلی

اورستد

لغت نامه دهخدا

اورستد. [ اُ ت ِ ] ( اِخ ) هانس کریستیان. ( 1777 - 1851م. ) فیزیکدان و شیمی دان دانمارکی. وی کشف کرد ( 1819 ) که هرگاه سیمی حامل جریان برق بموازات یک عقربه مغناطیسی قرار گیرد عقربه حرکت میکندو در امتدادی تقریباً عمود بر سیم قرار میگیرد. به این طریق اورستد رابطه برق و مغناطیس را کشف کرد و مبحث برقاطیس را بنیاد نهاد. وی اولین کسی بود که آلومینیوم را جدا کرد ( 1825 ). ( دایرةالمعارف فارسی ).

دانشنامه عمومی

اورستد (به انگلیسی: Oersted یا به صورت مختصر Oe) یکای میدان مغناطیسی H در سامانهٔ یکایی سانتیمتر-گرم-ثانیه (CGS) است. در CGS یکای میدان میدان مغناطیسی B نیز گاوس است. در سامانهٔ اندازه گیری SI اما، میدان H توسط یکای آمپر بر متر (A/m) و میدان مغناطیسی B توسط یکای تسلا نمایش داده می شوند. یک اورستد برابر است با ۱۰۰۰/۴π (≈۷۹٫۵۷۷۴۷۱۵) آمپر بر متر در دستگاه بین المللی یکاها.
نام این یکا به افتخار هانس کریستین اورستد، فیزیک دان اهل دانمارک، و با تصمیم کمیسیون الکتروتکنیکی بین المللی در سال ۱۹۳۰ گذاشته شده است.

دانشنامه آزاد فارسی

اورسْتِد (oersted)
یکای شدت میدان مغناطیسیدر دستگاه سی جی اِس، با نماد Oe. اکنون یکای آمپر بر متر جایگزین آن شده است. میدان مغناطیسی زمین شدّتی حدود۰.۵ اورستد دارد. این میدان در نزدیکی قطب های آهن ربای میله ای کوچک چند صد اورستد است و آهنربای الکتریکی قوی ممکن است میدانی به شدت ۳۰هزار اورستد داشته باشد.


کلمات دیگر: